واعظ

واعظ

ای شیعه چنان منتظر مولا باش گویی که همین جمعه بیاید مهدی{عج}
واعظ

واعظ

ای شیعه چنان منتظر مولا باش گویی که همین جمعه بیاید مهدی{عج}

حمایت از عظمت پیامبر


این هم تلاشی اندک از چشمک…

کمه، اما آقا جان شما بپذیر از ما….


قال رَسولُ الله( صلّی الله علیه و اله و سلّم ):

  • برترین شما،نیکوترین شما از نظر اخلاق است؛ آنان که خود را آماده خدمت کرده و همنشین نوازند؛ با مردم انس می گیرند و مردم با آنان انس می گیرند.

منبع : اصول کافی،ج٢/ص١٠٢، حدیث١۶.
در این تاپیک هر آنچه که از عظمت رسول الله و زیبایی های رفتاری و گفتاری ایشان می دانید بنویسید تا همگان بدانند که پیامبر اسلام چه شخصیتی است....
خدا خیرتان دهد


پرفسور ارنست هگل، یکی از بزرگترین و پرنفوذترین فلاسفه آلمانی الاصل قرن۱۹ در کتاب “زندگانی محمد” نوشته توماس کارلایل صفحه ۴۸ می گوید: «اسلامیت طرح خیلی جدید و در “عین حال، طرح غیرمخدوش و بسیار عالی توحید می باشد
هربرت جرج ولز، نویسنده و محقق انگلیسی در کتاب “سرمایه ” می نویسد: «اسلام تنها دینی است که هر بشر شرافتمند می تواند بداشتن آن افتخار ورزد… تنها دینی است که من دریافته ام و بارها گفته ام که از سر خلقت آگاه است و با راز آفرینش آشنا و همه جا با تمدن “.همراه است، دین اسلام می باشد
پروفسور ویل دورانت ،مورخ و نویسنده آمریکایی (۱۸۸۵-۱۹۸۱) که میلیونها نفر در جهان، آثار او را مطالعه می کنند ، در رابطه با شخصیت بزرگ پیامبر بزرگوار اسلام چنین اظهارنظر می کند:اگربه میزان اثر این مرد بزرگ در مردم بسنجیم ، باید بگوئیم که حضرت محمد(ص) از بزرگترین بزرگان تاریخ انسانی است. وی درصدد بود سطح معلومات و اخلاق قومی را که از فرط گرمای هوا و خشکی صحرا بتاریکی توحش افتاده بودند، اوج دهد در این زمینه توفیقی یافت که از توفیقات تمام مصلحان جهان بیشتر بود کمتر کسی را جز او میتوان یافت که همه آرزوهای خود را در راه دین انجام داده باشد، زیرا به دین اعتقاد داشت. محمد«ص» از قبایل بت پرست و پراکنده در صحرا امتی واحد به وجود آورد. برتر و بالاتر از دین یهود و دین مسیح و دین قدیم عربستان آئینی ساده و دینی روشن و نیرومند با معنویاتی که اساس آن شجاعت و مناعت قومی بود پدید آورد، که در طی یک نسل در یکصد معرکه نظامی پیروز شد و در مدت یک قرن یک امپراتوری عظیم و پهناور بوجود آورد و در روزگار ما نیروی مهمی است که بر یک نیمه جهان نفوذ دارد.
اینها تنها بخشی از اظهار نظرات متفکرین و اندیشمندان غرب درباره رسول مکرم اسلام است . ولی متاسفانه علیرغم این حقایق انکار ناپذیر و مهمتر از همه ، حقانیت دین و آیینی که در طول بیش از ۱۴۰۰ سال علیرغم تمامی دشمنی ها و دشواری ها و تحریفات ، اینک خود را در برابر هیمنه و غوغای دین ستیزان و سلطه جویان جهانی زنده و پویا و پایدار نگه داشته است ، برخی دست به چه کارهایی می زنند…..
گوته در آن بخش از نمایشنامه اش از زبان رسول گرامی اسلام چنین می سراید:
ای قلب عاشق
خویش را به سوى آفریدگارت روانه‏ساز
اینک اى پروردگار من تو را میپرستم
تویى که همگان را دوست دارى‏ و آنان را عاشقى
‏ تویى که خورشید و ماه و ستارگان را آفریدى
‏و زمین را و آسمان را و هستی را
کاملاً روشن است که گوته مفهوم این نیایش را به زیباترین شکل از قرآن برداشت و از زبان حضرت محمد-صلوات الله علیهم- بیان کرده است. به راستی چگونه گوته به چنین دانشى درباره قرآن و چنان عشق و محبتی نسبت به خاتم پیامبران دست یافته بود.

حذف نام پیامبر از مسجد پیامبر فقط به بهانه شرک



از باب البقیع که وارد حرم شوید، به سه هشتی که هرکدام دو شبکه فولادی محرابی شکل دارد برخورد میکنیم

مقابل ضریح می‏ایستیم سلام می‏دیم.

از راه دور نیز قبوله

   
    

میریم تو حال خودمون

یاد سالهای قبل که می‏افتم، بیشتر پی به نامردی و نمک نشناسی وهابی ها می‌برم

بد جوری میخوره تو ذوقمون

جمعا شش شبکه فولادی است که روی آنها تا سه سال قبل نوشته بود

یا الله یا محمد

نام الله همراه نام پیامبر

 

اما از سه سال قبل تا کنون محمد را برداشته و به جای آن مجید گذاشتند

چرا اینکار را میکنید؟

(با عرض پوزش از پیامبر و همه مسلمانان)

چون محمد مُرده و پوسیده، لازم نیست نامی از او باشد

بازهم از پیامبر عذر می خواهم

چاره ای نیست برای تنویر افکار خوب است:

ابن تیمیه (رهبر فکری وهابیها) آمد تو مسجد و با گستاخی تمام با عصای خودش به قبر پیامبر اشاره کرد و گفت:

این عصای من از استخوانهای پوسیده زیر این خاک ارزشش بیشتر است، زیرا عصای من حاجت مرا می دهد اما از او کاری ساخته نیست.

باشه! شاید روی نفهمی و حماقت، این ایده دنبال می‏شود

ولی میفهمی حماقت تنها نیست خباثت هم هست

میگی نه بیا بیشتر مسجد را بگردیم

از مسجد قدیمی که میای بیرون پاتو میذاری مسجد جدید، نوشته ای توجهتو جلب میکنه

نوشته:

بنی بیده هذه الاحجار الاربعه فلان تأسیا بالنبی صلی الله علیه و آله وسلم تقبل الله منه (و ذاک فی شهر ربیع الاول سنه 1373 هق)

تو پرانتز، بقول امروزیها پیام بازرگانی:

حالا عادت بدی که اهل سنت دارن (اختصاص به وهابیها ندارد) صلوات بیرون نمازشون با صلوات داخل نماز فرق میکنه، داخل نماز صلوات همراه با آل پیامبره، ولی بیرون نماز صلوات ابتر میفرستن (صلوات دم بریده تعبیر خود پیامبرمونه) بگذریم، بریم سر اصل موضوع

پرانتز بسته!

ترجمه اش اینه:

این چهار سنگ را فلان پادشاه گذاشته تا به پیامبر تأسی کرده باشد، خدا از او قبول نماید، این در سال 1373 هجری قمری بوده است

خوب به عکس دقت کنید!

دیوارهای حیاط جدید (سمت چپ) با سنگهائی متفاوت از دیوار قدیم است

چند نکته:

1- تمام قستهای دو حیاط قدیمی تخریب شده، ولی این علامت را نگه داشتند، چرا؟

چون نام پادشاه مقدس است.

پس یادگاری خوب است اما برای پادشاه نه پیامبر.

2- رنگ سنگ‏های مسجد قدیم قهوه‏ای متمایل به نارنجی است، چون فقط دست شاه به آن چهار سنگ خورده آن سنگها را با دو رنگ قهوه‏ای تیره و سفید متمایز کردند، آقا حجاره نامشونو رو سنگ تراشیده تا برای همیشه بمونه، هرکه سنگو دید یاد او بیافته.

3- گذاشتن چهار سنگ به صورت سمبلیک، یعنی تأسی به پیامبر؟!

تأسی به پیامبر خوب است، اما ریاکاری شرک است.

میگن نه این شرک نیست چون پادشاه اولوالامره و کارهایش روی حساب و کتابه!

اما اگر مسلمانی به توصیه پیامبر عمل کند و به زیارت ایشان حتی بعد وفاتشان بیاید مشرک است.

دشمنی با پیامبر به نظر شما شاخ و دم دارد؟؟!!

یعنی کاری که پادشاه در 56 سال قبل کرده ( کار که نه! به قطر سنگها دقت کنید می فهمید وزن سنگها 20 کیلو کمتر نیست) یعنی ماله ای کشیده رفته، باید حک شود و علامت داشته باشد ولی نام پیامبر؟؟

بارها و بارها زوار ایرانی و غیر ایرانی سؤال می‏کنند قبر پیامبر کجاست؟

یعنی اگر سراسر حرم را بگردی، یک تابلوی راهنما، حتی یک فلش کوچک نیز وجود ندارد تا زوار را راهنمائی نماید.

 

باز مجبورم اسم خبیث ابن تیمیه را ببرم، او گفته:

هرکه به قصد زیارت پیمغبر بیاید مشرک است(!!)

حالا میگی این مال 56 سال قبله الآن روشن تر شدن، دیگه از این کارها نمیکنن!

پس به این عکس نگاه کن:

این سنگ در چهار قسمت مسجد النبی نصب شده است

در تاریخ 9 صفر 1405 یعنی 24 سال قبل بنا شده است

نوشتن سنگ یادبود از منظر هیچ عاقلی اشکال ندارد

اصل توسعه و تعمیر مسجد کار خوبی است

اما طبق مسلک اینها سؤال می کنیم:

چرا نام فهد بزرگ تر از نام الله و آیات قرآن نوشته باشد؟

این شرک نیست، پس چیست؟

بنابر عقیده وهابیت مبنی بر تخریب تمام چیزهای غیر خدائی(!!)

چرا این سنگ را بنا کردند؟

بنا کردند، چرا بعد مرگ فهد تخریبش نکردند؟

مگر نه اینک او پوسیده است؟

نام کسی که مسجد را تعمیر کرده حک شود

اما نام کسی که اصل شهر به خاطر زحمات اوست تبدیل به مجید شود

و سؤالات فراوان دیگر...

لازم نیست خیلی به ذهن خود فشار بیاوریم

یک سری میریم مکه

کنار شهدای فخ

واقع در شارع الشهداء، حسین بن على بن حسن بن حسن، در سال 169 با شورش بر ضد هادى عباسى به قتل رسید، امام باقر علیه السلام مى‏فرمایند پیامبر از فخ که مى‏گذشت ایستاد، رکعتى نماز خواند و وقتى رکعت دوم را خواند گریه کرد وفرمود: جبرئیل به من خبر داد که: یا محمد ان رجلا من ولدک یقتل فى هذا المکان و اجر الشهید معه اجر الشهیدین.

این مقبره به خاطر دشمنی با پیامبر تخریب شده است

اما کنار آن، قبر عبدالله بن عمر است، که دشمنی او نیز با علی و آل علی علیهم السلام ثابت است، این قبر هم مخروبه بود، ولی با ارادتی که شهردار مکه به دشمنان پیامبر دارد قبر آن را آباد کرد، دورش دیوار سفید کشید، برایش نرده‏های آهنی با رنگهای طلائی نصب کرد و بر روی تابلو نوشت:

مقبره عبدالله بن عمر رقم (2)

 

چراکه عبدالله بن عمر مقبره دیگری در محله ای به نام محصب دارد که در واقع مقبره اصلی اوست، اما چون احتمال دادند (یا خواستند نام نواده پیامبر فراموش شود) مقبره اش اینجاست برایش قبر دومی نیز دست و پا کردند.

دشمنی با پیامبر شاخ و دم دارد؟

این قصه سر دراز دارد

این غصه سر دراز دارد