به گزارش «شیعه نیوز» ، این پرسش را می توان از دو منظر بررسی کرد:
۱.
آیا دلیل قابل اعتمادی از کتب شیعه و اهل سنت، مبنی بر شهادت پیامبر اکرم
(صلی الله علیه و آله) می توان یافت، علاوه بر آن، کیفیت شهادت ایشان چگونه
بوده است؟
۲. آیا بر فرض این که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به شهادت نرسیده باشند، این موضوع از ارج و قرب ایشان نزد پروردگار خواهد کاست؟!
به همین ترتیب، به بررسی موارد فوق می پردازیم:
۱. در ارتباط با بخش اول، باید گفت که دلایل بسیاری وجود دارد که شهادت
ناشی از مسمومیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) را تأیید می نمایند. این
دلایل و روایات، از تواتر معنوی برخوردارند؛ یعنی هرچند که الفاظ و توصیفات
آنها کاملاً با یکدیگر مشابه نیستند، اما از مجموع آنها، می توان موضوع
مورد بحث را ثابت نمود. اکنون به تعدادی از این روایات با استناد به کتب
فریقین اشاره می نماییم:
ادامه مطلب ...
اشاره
در
این مقاله از پنجره نگاه اندیشمندان غیر مسلمان نظری میافکنیم به گستره
پاک و بینهایت گلستان محمّدی، باشد که شمیم دلنواز آن یار و دردانه
روزگار، ما را سرمست حضور مبارک خویش سازد و خوشه چین دشت گلهای محمدی
باشیم.
گوته
گوته،
شاعر پرآوازه آلمانی پس از آشنایی با دین اسلام و پیام آور این ایین
یگانه، قطعه شعری با عنوان «نغمه محمد» درباره پیامبر اعظم (ص) سرود. این
قطعه شعر از زبان نزدیکترین خویشان پیامبر؛ یعنی حضرت علی علیه السلام و
حضرت فاطمه علیها السلام گفته میشود. گوته در شعرش همه مراحل و مقاطع دعوت
رسول اکرم(ص) و راهنماییاش در میان مردم را به زبان توصیف و تشبیه و نماد
میآورد.
شعر
گوته با محوریت معرفی شخصیت والای پیامبر از زبان دو دردانة تاریخ اسلام و
تشیع روایت میشود. اما همان طور که این مسئله را با خوانندهاش در میان
میگذارد، مسیر تاریخی پیامبر و همچنین گسترش مرزهای اسلام در جهان را نیز
به عنوان بخش تاریخی متن، مورد تأکید و توجه قرار میدهد. پایان شعر با
اعتقاد و ایمان این شاعر آلمانی به معاد و جهان ازلی و همچنین یقین وی بر
پیروزی رسالت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله همراه است. شاید شیفتگی و
علاقه شاعر به زندگی و مذهب پیامبر است که فردی اروپایی و غربی را با آن
همه تهاجم فلسفههای متضاد و مختلف در پیرامون خود، به مفاهیم معنوی و
والای اسلام علاقهمند میسازد. اینک قسمتی از شعر "نغمه محمد" را
میآوریم:
«بنگر بدان چشمه همان که از کوهساران میجوشد
چه با طراوت و شاد
و میتراود به سان چشمان ستارگان آنگاه که میدرخشند
و با ورودی پیشوا گونه و راهبر
همه چشمهها را که برادر اویند
با خویش همراه میسازد
و در آن پایین اعماق درّه
در مقدم این رود، گلها میرویند
و سبزهها از نفسش حیات مییابند... (1)
ادامه مطلب ...